فروردین سال 1359 وقتی عمو نوروز بساط خودشو تازه پهن کرده بود متولد شدم. وقتی همراه با هزاران شور وشوق وارد دبستان بلال بردخون شدم اواسط دهه 60 بود. مدیرمون سر صف صبحگاه از احتمال بمبارون شدن مدرسه میگفت! بالاخره گذشت تا راهنمایی و دبیرستان که با همون دوستای خوب تموم کردم و مهرماه 1378 با ابهاماتی صدچندان شده وارد شهری شدم که نام بزرگانش تا فلک میرفت. از کمال الملک و محتشم گرفته تا سهراب سپهری همین شاعر خوش ذوق که همه میشناسنش. هر وقت دلم میگرفت میرفتم سر قبر سهراب ،یادش بخیر. چهار سال مثل برق گذشت روزهایی که از تک تکشون خاطره و حرف زیاده اما....! الانم حدود چهار ساله تو دبیرستان شهید بردستانی برخون معلمم . میخوام تو وبلاگم از کسانی که فکر کردن و آزاد زیستن را از اونها یاد گرفتم به شما معرفی کنم. اگه کمکم کنین ممنونم. راستی بعضی وقتا هم شعرامو براتون مینویسم تا شما بیشتر راهنماییم کنین. یا حق