تبليغاتX
نخلهای ماندگار

چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386

یک روز ماندگار

  وقتی ترانه زیبای «ای ایران» در میان شور بی نهایت یاران دبستانیم زمزمه می شد چه با شکوه لحظه ای بود ، چه حسی عجیبی مرا به دوردستهای خیال میبرد و چه قدر خدا به زمین نزدیک شده بود.... نیما این یار خاطر ما ، حسن آن مرد لبریز از شعور و دانش، حمید آن چشیده طعم شیرین روزهای فریاد برای آزادی، محمد همان جوانی که صداقت را از آیینه آموخته، عبدلی یاور روزهای کمی دورتر ، فاطمه ، میترا، مریم ، این شیرزنان مرد صفت، مختاری ، ولیان ، چوپان ، چیت سازان، قریبی، شیخی و....... آنها که کبوتران بی قرار و آشیانه نشناس امروزند و منادیان ماندگاری فردا.... .

 

    آه !! چگونه بگویم از آن لحظه ای که با تمام بودنم خود را در آغوش مردی از تبار نیکنامی با قامتی به بلندای استادی و با جذبه ای همچون فرشته ها انداختم . استاد شیخ احمد اسلامی را میگویم ، که در آن لحظه تنها اشک بود که گونه هایم را در مینورد تا به او بگویم که بگذار دستانت را به نشانه ای عظمت مردانگی و آموزگاری ات ببوسم.... در کنار او دکتر شاعری ، همان معاون پژوهشی زمان اصلاحات در دانشگاه کاشان ، که به راستی پژوهشگر بود و دوستدار دانش نشسته بود.... و تو ای دوست اگر چشمی به وسعت خورشید داشتی تا موج در موج جمعیت دانشجو را به تماشا بنشینی بازهم  چیزی از چشم می افتاد...

 

 17 آذرماه 1386 و مراسمی که به یادبود 16 آذر با یک روز تأخیر در آشیانه سالهای دانشجوییمان وسرای ماندگار وجودمان ، دانشگاه کاشان برگزار شد... هنوز هم یاران دبستانی در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان چونان پروانه بی هراس از سوختن برای تو پرپر می زنند ، ای ایران عزیز من.

 

    راستی بگذارید بگویم که امسال انجمن اسلامی دانشگاه مذکور در ابتکاری زیبا از فعالین این نهاد در سالهای گذشته جهت شرکت در این مراسم دعوت کرده بود . و من با اشتیاقی به بی کرانگی اقیانوس ، بی هراس از راه دور و زحمتش و با امید به دیدار یاران دبستانی ام که عاشق بودنشان و دیدارشان هستم رهسپار شدم ... هنوز چرخ های هواپیما به زمین مهر آباد نرسیده تلفنم را روشن کردم و همان لحظه نیما بود که از آن طرف خط میگفت پس کی می آیی؟ وقتی در سالن لبریز از جمعیت همدیگر را در آغوش گرفتیم حرفی نبود که بشود با آن احساسمان را بیان کنیم ..... و بعد از ساعتی وقتی وارد خانه اجاره ای دوستمان حسن توان شدیم کههر چند وسعت فیزیکیش شاید چند برابر مساحت یک مربع کوچک در کتاب ریاضی چهارم دبستان بیشتر نمی شود  ولی دریادلی حسن آنقدرها زیاد است که  خانه اش را بهشتی برای دوستان جلوه می دهد...

 

    بیچاره زحمت شام ما را هم کشیده بود.... و فردای آن روز قبل از عزیمت به کاشان و قتی برای دیدن شیما به سوی منزلش رفتیم ، من بودم و نیما .... و شیما همان وکیلی که هر چند شغلش می تواند آب و نان دارتر از دیگرانش بپرورد ولی آنقدر که حرص عدالت می خورد و بی اغراق بگویم آنقدر از پایمال شدن حقی دلش می گیرد که دیگر خیلی وقتها با موکلانش صحبت از پول نمی کند... او هم روزی دانشجوی حقوق در دانشگاه کاشان بود و این روزها که فوق لیسانسش را از پایتخت طلبکار است و به زودی طلبش ادا می شود ، هنوز شور دانشجویی اش یک ذره کم نشده .

 

 

    راستی یادم رفت از زحمات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان تشکر کنم .. البته خدا مزدشان دهاد..

 

              

 

                                       راستی بعضی دوستان که میخونن و نظر نمیدن ....  به فکر ما هم باشند که دوست داریم حرف دل اونا را هم بشنویم و ببینیم ...

 

          گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ///// هزار جرعه ناخورده در رگ تاک است   

نوشته شده توسط ظهیر محمودی در 1:47 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه نهم آذر 1386

سه قطره خون ماندگار

در آستانه 16 آذر ، روزی که آزادیخواهی تبلور تازه ای یافت ؛ روزی که حماسه اش بر دفتر جاودانگی ثبت شد. روزی که دانشجو فریاد زد برای رهایی و آزادی . روزی که دیو سیاه استبداد سلطنت خودکامه اش را با خون پرندگان عاشق ایران، همان آذران اهورایی تسلیم ناپذیر ، بیمه کرد!!!

 

 16 آذر یادآور بیعت دانشجو با مبارزه  برای آزادی است. دلم چنان گرفته که گویا مجال نوشتنم نمانده است!!

فقط آرزو میکنم که:

 

      خدایا! دشمنان آزادی را به نعمت هدایتت راهنمایی کن.

 

    خدایا! بندیان آزاد اندیش را تحمل استقامت عطا کن.

 

   خدایا!جباران خودکامه را بر مخلوقت مسلط مگردان.

 

                                   

نوشته شده توسط ظهیر محمودی در 11:29 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه سوم آذر 1386

مردی به صداقت آیینه

قسمتی از سخنان سید محمد خاتمی در مشهد:

 

رييس جمهور سابق کشورمان با تاکيد بر اين‌که حکومت بايد مبتني بر آرا و نظر مردم باشد، گفت: پيشنهاد جمهوري اسلامي يک پيشنهاد گزافه و خلق‌الساعه نيست بلکه يک پيشنهاد اساسي است و اگر جمهوري مي‌خواهيم، آنچه تعيين کننده است ‌راي ملت است.

خاتمي خاطرنشان كرد: ما به عنوان يک مسلمان و انقلابي و به عنوان کسي که خواستار عزت و عظمت اسلام، مسلمانان و جامعه است، از حقوق و آزادي‌هاي مردم دفاع مي‌کنيم.

وي با بيان اين‌که ما خواستار پيشرفت و توسعه همه جانبه کشور بر اساس حقوق و مشارکت مردم هستيم، اظهار داشت: آنچه اساس و مهم است،‌ وجود و تقويت نهادهاي مردمي در جمهوري اسلامي است.

وي با اشاره به نزديکي انتخابات مجلس هشتم، انتخابات را يکي از محکمات انقلاب دانست و گفت: حضور مردم در اين عرصه مهم است. ما خواستار مجلسي آگاه، مومن، شجاع، داراي درک کارشناسانه، آشنا به مطالبات مردم اعم از معيشت و حقوق و آزادي‌هاي مردم، تلاشگر براي حفظ اقتدار و عزت ملت و توانا در دفع توطئه‌ها از کشور و افزايش ظرفيت و شخصيت مملکت در عرصه‌هاي جهاني هستيم و اميدواريم ملت ايران با تمام وجود براي تشکيل چنين مجلسي تلاش کنند.

رييس جمهور سابق کشورمان خاطرنشان كرد: اميدوارم تمام مسموولان و دست‌اندرکاران کشور، به دفاع از اسلام، جمهوري اسلامي و راه امام(ره) شرايط لازم را براي برگزاري انتخابات سالم و آزاد فراهم کنند.

خاتمي که به مناسبت ميلاد امام رضا(ع) در جمع مردم مشهد سخنراني مي‌کرد، با طرح اين سوال که چگونه خوشحالي ما بابت تولد حضرت رضا(ع) مضاعف مي‌شد، گفت: به اين نتيجه رسيدم که اگر عزيزاني که در بازداشت به سر مي‌برند و عکسشان اينجاست خودشان در ميان ما بودند، خوشحال‌تر بوديم.

شايان ذکر است در ميان جمعيت حاضر در سالن عکس‌هاي چند تن از دانشجويان بازداشت‌شده وجود داشت.

رييس جمهور سابق کشورمان در ميان شعارهاي «زنداني سياسي آزاد بايد گردد» و «دانشجويي زنداني آزاد بايد گردد»، ادامه داد: يکي از کارهاي بسيار ارزنده‌اي که برادر عزيزمان، آيت‌الله هاشمي شاهرودي انجام داد تکيه بر حقوق شهروندي بود که در همين راستا بخشنامه بسيار خوبي صادر شد و مجلس ششم هم با شايستگي آن را به قانون تبديل کرد.

خاتمي تاکيد کرد: تکيه بر اهميت حقوق شهروندي و اين‌که کساني به خاطر اعمال اين حق خود، هزينه گزاف نپردازند، به نفع کشور، نظام و جامعه ما است.

وي ادامه داد: به رييس قوه قضاييه هم گفته و اينجا هم دوباره تکرار مي‌کنم اميدوارم با اتکاي به همين تکيه ارزنده‌اي که بر روي حقوق شهروندي شده است، در يک جامعه رشيد داراي اين حقوق و توانا براي اعمال و استيفاي اين حقوق، شاهد اين نباشيم که کساني به خاطر نقد و سخن گفتن ولو که سخنانشان تند و يا نابجا باشد، هزينه‌هايي نظير آنچه امروز بعضي مي‌پردازند، بپردازد و اين به نفع همه ماست.

 

نوشته شده توسط ظهیر محمودی در 1:8 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •