سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386
معمی به نام علی شریعتی
«همه پریشانی ها و شومی ها را به گردن عوامل خارجی انداختن، اغفال
مردم از واقعیت های زشت داخلی است و نتیجه اش نادیده گرفتن و
پوشاندن سرچشمه اصلی و کانون های نخستینی است که استعمار یکی
از جوشش های آن است و به تعبیری یکی از مدعوین طبیعی و حتی
جبری آن! همه گناهان را به گردن امپریالیسم و استعمار خارجی بار
گردن ، یک نوع تبرئه کردن عوامل حقیقی گناه و جنایت است که در
پیش چشم ما هستند و مستقیم با ما و ما با آنها سر وکار داریم ودریغا که
نمی شناسیم! چنین نگرشی به مسائل ، که دست های آلوده خودی را پاک
می شوید و همه تقصیرها را متوجه خارجی ها می کند درست تقلید شیوه
بیهوده کار آن شاعران و فیلسوف نمایان صوفی مآب قدیم( گر چه در
میان موج نو هم از این قدما بسیارند) است که نگاههای نا خشنودان و
ستمدیدگان و مردم پایمال شده در زیر سم ستوران خان و خاقان و قاضی
و مفتی و صوفی را و قربانی سنت های منجمد و عبث های متحجر و
خرافه های بیماری زای اجتماعی و سیاسی و مذهبی را به آسمان ها و آن
سوی ابرها می خواندند و با مبارزات بی خطر و دشنام ها و شعارهای
تند بی ضرر، در حمله به خدا و فردا و تقدیر وستاره و چرخ کجمدار و
روزگار غدار عقده گشایی می کردند.»
جملات بالا گزیده ای از گوهرهای ناب معلم بزرگ شهید دکتر علی
شریعتی ( روانش شاد )بود. اگر خوب دقت کنیم دردهای آن روز
روشنفکری متعهد از تبار مبارزه و مسؤولیت ، بیماری بزرگ جامعه
امروز ماست. شریعتی با نگاهی علمی و عمیق ریشه نابسامانی ها را در
درون جامعه می جوید و از فرافکنی کجی های خودی به گردن دیگران
سخت بیمناک است. او ریشه را در وجود خود جامعه پیدا می کند و بی
هراس به مبارزه با آن می آید. و عوامل خارجی را تنها معلول ناراستی
درونی می داند.
شریعتی ، این آموزگار ماندگار که فریادهایش تا همیشه تاریخ در گوش
انسان های آگاه طنین انداز است، روشنفکری را پذیرش مسؤولیت
اجتماعی و نشان دادن دردهای اجتماعی درون جامعه می داند تا جایی که
اگر فقط یک نفر تنها در میان یک جامعه دردها را بداند و فریاد نزند و
مبارزه نکند او را جزء آدمیان نمی داند. البته هر زمانی به روشی ....
نمایشگاه کتاب سری به غرفه میراث این روشنفکر آگاه بزنیم و خوشه ای از خرمن دانایی برداریم.....

