سه شنبه هفدهم بهمن 1385
التهاب عطش عباس

و فرات که تا همیشه در التهاب عطش عباس میسوزد.....
و نیینوا این یادگار فریادهای عدالت خواه مظلوم تا همیشه در نگاه منتظر دختران بی بابا اشک را مرور میکند.....
و نیزه ای که خورشید را به دوش کشیده و در پس کوچه های غربت همچنان خواهد رفت .....
و خرابه ای که تعبیر تمام دردهای عالم است و تفسیر تمام شقایقهای سوخته و لبهای خشکیده و دستهای دعا و عاشقانه های
آسمانی نیلوفران پر شکسته حسین(ع) و فریادهای ویرانگر شیرزنی مردآفرین به نام زینب(س) و دنیا تسلیم معجزه کلام اوست.....
ای پیروان خاندان ابوسفیان اگر دین ندارید ، لااقل آزاده باشید.( امام حسین ع)
این روزها که میگذرد بند بند استخوانم به لرزه می افتد آنگاه که می اندیشم انسانهایی به عظمت تمام انسانیت ، خویشتن را
از هرآنچه ممکن است بریدندو پیوندهای زندگی را از روح بزرگشان گشودند تا انسانیت زنده بماند!!
آنها که در وحشیانه ترین جنایت تاریخ بشریت آماج شمشیرهای زر و تزویر شدند و دست بیعت به ذلت و تباهی ندادند. آنانکه
از سیاه ترین روزگار بودن انسانها، مشعلی ساختند که تا نهایت روزگار خاموشی نخواهد گرفت!! آنها که با مرگ خویش فریاد
زدند و با خون خویش نوشتند: آزادی و برابری و عدالت باید زنده بماند.. آنها که با مرگ خویش بندهای اسارت را از دست وپای
بشریت باز کردند. آنان که برای رهایی انسان از سیاهچال بردگی و بندگی و نابرابری و جهالت راهی جز قربانی شدن خویش
ندیدند.. حسین(ع) ، اسطوره ایثار و مجاهدت و آزادگی فریاد زد که مرگ برای انسان همچون گردنبندی در گردن زیبارویان است و
زندگی زیر بار ذلت جز ننگ نیست!! او که طنین صدایش هنوز میآید : زندگی عقیده است و جهاد. او که آزادی را از دین برای
انسانها واجب تر میداند ، او که شاهکارش کالبد نیمه جان بشریت را خونی تازه بخشید و حیاتی نو داد.
او با مرگ خویش تاریخ را زنده نگه داشت و انسانیت را رهایی بخشید و چهره پلید استثمارگران بشر را نمایان ساخت.
حکایت همچنان باقیست..................

